مدح شهربانو مادر حضرت در ولادت امام زین العابدین علیهالسلام
در دل قصری مجلل، در اتاقی مرمرین در سرایی پرنیانپوش و حریری دلنشین با نسیم شب شکوه شمعدان خاموش شد قصر در خوابش فرو رفت و جهان بیهوش شد لحظهای باران گرفت و ماجرا تغییر کرد خواب شیرین تو را آخر خدا تعبیر کرد چشمهایت را گشودی دیدی آن منظور را در دل رؤیای صادق درک کردی نور را خواب آنشب چشمهای بستهات را باز کرد قلب تو بیدار شد، آیـنده را آغـاز کرد خوب دانستی که آن رؤیا فقط رؤیا نبود نور آن بانو که خواب از چشمهایت میربود نور زهرا بود و غرق آفتابت کرده بود چشم تو روشن که زهرا انتخابت کرده بود آتشِ افـتاده بر جـانت چه زود آرام شد نور ایـزد در وجـودت شعـلۀ اسلام شد سرنوشتی نو بنا کردی، جهانت جان گرفت راه سخت پیش رو را اشتیاق آسان گرفت از خراسان تا مدینه راه بسیار است؟ نه این مسیر آرزوهای تو دشوار است؟ نه در دلت عشق حسین بن علی روشن شدهست مرزها را درنوردیدهست و هممیهن شدهست شاه بانو! شهر را لبریز ایمان کردهای چشم تو روشن، جهان را نورباران کردهای آرزوهـای بـلـنـدت را به سـر آوردهای بانو از سوی خدا امشب خبر آوردهای در مسیـر رشـتههای نـور بالا رفـتهای از میـان آسـمان قـرص قـمـر آوردهای دختر ایران! عروس هـاشـمیون! حـبّذا از تـلاقی دو دریـا صـد گهـر آوردهای آینه در آینه این طفـل تکـثـیر عـلیست خوبتر از خوبتر از خوبتر آوردهای میشود فهـمید از لبخـند پُرمهـر حسین بهترین فرزند را از هر نظر آوردهای شهربانو لحظۀ مـادر شدن لخـتی بخـند با حسین و با علی در اوج خوشبختی بخند مادر! امشب شعر با دست شما تفویض شد از عـلی بن حـسین بن عـلی لبـریز شد آنکه در اصل و نسب میگفت: «انا بن الخیرتین» در عبادت کیست مانند علی بن حسین؟ با دعـای مـستـجـابش باز شد سجـادهها دست او شد دسـتگـیر ما هـمه افـتادهها دین ما از زینت اهل عبادت جان گرفت از مناجاتش صحیفه رنگی از قرآن گرفت خاک ما با اشک زینالعـابـدین آمیخـته اشک نه، از چشم او یک کربلا خون ریخته شهربانو! مـادری کردی برای ما تـمام یا عـلی بن حـسـین بن عـلـی آقا سـلام |